تبليغاتX
...باران - راي من!

...باران

و من آن روز را انتظار می کشم...حتی روزی...که دیگر... نباشم.

راي من!

من هميشه گفتم راي من تو صندوقه. تورورخدا اينقدر خواهش نكنيد اصرار نكنيد..چي ؟ چي گفتي ؟ من كي خودمو گرفتم؟  فقط نمي خوام راي منو كسي بفهمه يعني از بچگي  اعتماد به نفس نداشتم هميشه راي و نظرمو مي خوردم ...انتخاب مبصر مي كرديم كسي نمي فهميد راي من چي بود . انتخاب شوراي مدرسه بود هيچ كس نمي فهميد راي من چه كسي بود ...يعني البته برا كسي هم مهم نبود كه بدونه! حالا برو تا انتخاب همسر و انتخاب شغل و انتخاب ماشين و انتخاب اسم بچه و ....كسي اصلا نمي فهميد تو اين سلولهاي خاكستري مغز من كه هي تو هم وول مي خوردند و اكسيژن تو خون مويرگها را مي مكن چه خبره ! حالا اومدين تو اين خرتوخري مي پرسيد به كي راي ميدي ...شايد اصلا نمي خوام به كسي راي بدم شايد اصلا كانديداي مورد علاقه من تو اين اسما نيست شايد اصلا ملاحظات كاري دارم شايد اگه بگم به كي راي ميدم از كار بيكار بشم ..شايد استكبار جهاني بياد و از من سو استفاده كنه. شايد همين امشب از اون بي بي سي فارسي اون خانوم جوون مجري كه موهاشو مصري زده و كمي هم خوشگله (جاي خواهري!) بهم زنگ بزنه و از من راجع به اين انتخاب بپرسه اونوقت من چي بگم ؟ اصلا اون شماره تلفن منو از كجا پيدا كرده ؟ اونوقت نميگن وطن فروشم ؟ نميگن مرتيكه غرب زده ؟ اصلا من غلط كردم بي بي سي فارسي رو از تلويزيون همسايمون نگاه مي كنم !!!

اي بابا اصلا راي من بي مقدار چه اهميتي داره ؟ خودتونو بكشين هم نمي گم به كي راي ميدم ....

فقط نميدونم اين روزها چقدر از رنگ سبز خوشم مياد ...

(دنبال چيزي هم تو عكس نگرديد همشو شطرنجي كردم !)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 9:57  توسط داود علیزاده  |