تبليغاتX
...باران - اتفاق

...باران

و من آن روز را انتظار می کشم...حتی روزی...که دیگر... نباشم.

اتفاق


وقتي اتفاقي قراره بيفته احساسش زودتر مياد مثل نور آسمون قرمبه كه از خودش زودتر به گوش مي رسه ...راستي كي گفته كه آسمون قرمبه يعني اون صداي مهيب ؟ يعني ميخوام بگم آسمون قرمبه تركيبي از نور و صداي مهيبشه و اين نيست كه وقتي نوري مثل مهتابي به آسمون زد بايد منتظر باشيم تا صداش هم بياد تا بگيم رعد و برق! نه شايد نورش بياد و صداش اون وسطا تو راه گم و گور شده! حال وقتي اتفاقي هم در حال رويدادنه سروصداش زودتر از خودش مي رسه..پچ پچهاي تو راهرو ،نگاههاي مشكوك ، رفتن و اومدنهاي غير عادي، خنده هاي مصنوعي ،عصبيتها ، به جايي زل زدن اطرافيان همه و همه حاكي از اينكه يه اتفاقي توراهه ...اما من ميگم كه اتفاق شروع شده همين كه اجتماعي از انسانها را درگير خودش كرده به طوري كه روي همديگه تاثير ميذارن مثبت و منفيش مهم نيست اون اتفاق رويداده ودرحال پيشرفت حتي اگه اون اتفاق اتفاق نيفته!

مدتيه تو محل كارما همين جوري شده ،يعني صداي پاي اتفاق شنيده مي شه و هركي يكي از كارهايي كه بالا شمردم ازش سر مي زنه البته من فقط مي شينم و فكر مي كنم كه وبلاگم را بايد آپ كنم . شايد سازمان ما منحل بشه و همه بيكار شيم! اون ته اون اتفاقيه كه كسي حاضر نيست حتي بهش فكر كنه ! خوب وقتي جنرال موتورز ورشكست ميشه و 10 هزار 10 هزار نفر تعديل نيروي انساني تو مهد تمدن كار و تجارت و اقتصاد اتفاق مي افته واقعا اين اتفاقها تو مملكتي كه هنوز توليد ناخالص مليه اون اينقدري نيست كه بشه با صادرات نفت مقايسه اش كرد خيلي خيلي عادي بايد باشه... خداروشكر كه نيمچه سواد و مدركي و البته خرده هوش و ذوقي كه از جوانيمان توشه كرديم با هامون هست . البته اين صدا رو اگه دقت كني در كل جامعه هم مي توني بشنوي ...آروم  گوش كن اين نگهاهها اين پچ وپچها اين سكوتهاي با معنا ...مردم ما همه درگير اتفاقي ان كه هنوز شروع نشده و البته براي بعضيها اتفاق افتاده و تموم شده.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:4  توسط داود علیزاده  |