ديشب دوباره آبي شديم...

خبري كه هيشكي باورش نمي شد مخصوصا براي طرفداراش. ماكه هوادار نيم
آتشه بوديم اصلا ديگه دلمون نمي اومد پيچ راديوي ماشينمونو باز كنيم كه
ببينيم اصلا مسابقه ساعت چند برگزار ميشه ..آخه اگه پيگير مي شدي و باز
مثل بازيهاي پيش گاف مي آوردي اونوقت به خودن مدام فحش مي دادي كه هي بهت
ميگم دنبال اين لمپن بازيها نرو و بشين روزنامه اعتمادو و رمانهاي نخوندتو
تموم كن و سر افكنده مي شدي ..يعني چون قبلا هم شده بودي اين بار ديگه
بدجور مي خورد به پرت! صفورا از اين اصفهانيها خيلي بدش مياد و به شدت
دوست داشت اونا قهرمان نشن و وقتي از او اين علاقه را ديدم كه چقدر به
بازي حساس شده و هميشه منو به خاطر هواداري نيم آتشه اي كه داشتم هم منع و
سرزنش مي كرد من هم ديگه پا گذاشتم رو قرارهاي قبليمو و شدم هوادار دو
آتشه و اين كانالو بين 1 و2 هي مي چرخوندم . آخه استقلال 1 گل جلو بود و
ذوب آهن هم 1 گل عقب حداقل نيمه اول قهرمان شده بوديم ...خانومم بيشتر بهم
دلداري داد و گفت با يه نذر و دعا قهرمانت مي كنم .چقدر دلم گرم شد ..نه
اينكه استقلال قهرمان بشه بلكه اينكه شريك زندگيت راجع به يه چيز كه خودش
علاقه چنداني بهش نداره و براش بي اهميته باهات همراه ميشه ...خلاصه نيمه
دوم شروع شدو وقتي ذوب گل مساوي رو زد ما ديگه گفتيم تموم شد .اين ذوب يه
همين راحتيها باج نمي دهد.... نمي دونم چجوري زمان گذشت...
دقيقه 94 خونمون شد پر صداي كف و هورا ...استقلال قهرمان شد و مجيد جلالي پهلوون!
اين فوتبال عجب موجوديه! فكر كنم اون اول كه فوتبال اختراع مي شد و با كله اين قربانيان جنگ يه عده آدم مي ريختن زمين و بهش مدام شوت مي زدند هچوقت فكرشو نمي كردن كه اينقدر درسهاي معرفتي و اجتماعي ميشه ازش گرفت ...كه واقعا در نااميدي بسي اميد است... ولي خودمونيم دوساله اين اصفهانيا بدجوري نايب قهرمان ميشن !
