تبليغاتX
...باران - اصلا من هم كانديدا شدم!

...باران

و من آن روز را انتظار می کشم...حتی روزی...که دیگر... نباشم.

اصلا من هم كانديدا شدم!



اولا : هيچوقت از رفتن كسي كه سالها انتظار آمدنش راداشتم اينقدر خوشحال نشدم. دوست داشتيم خاتمي رييس جمهور مان ،نماينده زبان و فرهنگمان ، مدير اجرايي كشورمان باشد و عكسهايش را در همه اداره جات و خيابانها به عنوان نماد ايران و ايراني ببينم ... اما ظاهرا براي هدف بزرگتري كه بيش از اينها به نفعمان خواهد بود  از تمام اينها در حال انصراف دادن است.. البته اين چيزها كه عرض مي كنم بالقوه بوده است و اگر همين انصراف هم نبود همين رييس جمهور عزيزي كه در خدمتشان هستيم را بايد 4 سال ديگر تحمل مي كرديم! اگر اين انصراف رسما اعلام شود من باز هم به تمام آن چيزهايي كه در مورد خاتمي ايمان داشتم خواهد افزود. نشان خواهد داد كه خاتمي نه سياستمدار و نه يك فرهنگي و نه يك مدير صرف است بلكه مردي است كه بيشتر به ملت و كشورش فكر و عمل مي كند تا خودش و اطرافيانش.

ثانيا : از همين حالا رياست جمهوري مير حسين موسوي را اعلام مي كنم و تبريك مي گويم و از اينكه در 4 سال آينده هرسال بازاي 20 سال منفي پيشرفت نخواهيم كرد بسيار خوشحال و مسرور خواهيم شد.

ثالثا : با اين اوضاع كه پيش آمده اصلا من هم كانديدا مي شوم و اعلام مي كنم كه از بين من و علي حاجيلو يكي مان نامزد خواهد شد و ما هيچوقت رودرروي هم قرار نخواهيم گرفت. البته همين ديشب كه با حاجي صحبت كردم ايشان تمايلي به آمدن نداشت . پس من فعلا كانديدا مي شوم تا ببينيم چه مي شود.

(كپي برداري  از سايت امروز ابراهيم رها : حال كردي رعايت حق كپي رايتو؟!)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 13:51  توسط داود علیزاده  |