تبليغاتX
...باران

...باران

و من آن روز را انتظار می کشم...حتی روزی...که دیگر... نباشم.

ما به خرداد پر از حادثه عادت داريم...

‌ديشب شنيدم كه سيد آخرش پذيرفت كه در انتخابات شركت كند.خاتمي آمد اما با هزار خطر و بحث...

1-چهره اي كه خوب تمام شده است خوب شروع شدنش خيلي سخت است! 

2- اگر تيم قوي همراهي اش نكند وارث يك مشت خرابي خواهد بود.

3- دراين 4 سال رقبا سخت دل تر ،بي ادب تر، پولدارتر و بي دين تر شده اند پس خاتمي از بابت آبرو خانوادگي و زندگي شخصي خودش هم بايد بترسد.

4- در جبهه اصلاحات يك چند نفري غضنفر وجود دارند كه مدام به رقيب پاسهاي طلايي مي دهند .بايد آنها را مهار كرد يا از زمين بيرون كشيد...

5- خاتمي وقتي آمد هيچي بود كه تبديل به يك اسطوره شد ..اما الان بعد از 4 سال بدبختي و نكبت تبديل به منجي شده است كه معلوم نسيت چه شود ! و اين يعني راه رفتن روي لبه تيغ!

البته من پارامترهاي مثبت را هم مدنظر قرار ميدم :

1- خاتمي مردي با چهره اي جهاني است كه برايش خيلي كارراهانداز خواهد بود.

2- 8 رياست جمهوري را سابقه كرده است.

3- دوستان و دشمنان را به خوبي آناليز و شناخته است.

4- اينقدر وضع مردم خراب شده است كه به يك ليوان آب و نان هم راضي اند.

و اما چهار ملاحظه اي كه باعث شده بود خاتمی ، همچنان به سبک،سنگین کردن آمدن خود بينديشد:

1- خاتمی از حجم بزرگ تخریب ها که انتظار می رود علیه او شکل بگیرد ،‌ نگران است و می کوشد  به گونه ای ماجرا را پیش ببرد که تا حد امکان ،‌فضای رقابتی ، آلوده نشود.

2- او در حال بررسی این موضوع با همفکری وزرای سابقش هست که آیا وضعیت کشور به گونه ای هست که در صورت رئیس جمهور شدن ،‌ بتواند به نحو آبرومندانه ای مملکت داری کند یا آن که صرفاً‌ وارث مشکلات خواهد شد؟

3- خاتمی هنوز بر روی این گزینه تأمل دارد که آیا بهتر نیست به جای این که خود رأساً کاندیدا شود ،‌ از کروبی حمایت کند که هم احتمال تخریبش کمتر است ،‌هم با زبان توده ها آشناست و هم این که سوابقش نشان می دهد برای تحقق اهداف اصلاح طلبانه ،‌ از رک گویی ، دعوا و در افتان با کانون های قدرت ابایی ندارد؟

4- خانواده خاتمی ،‌ چندان با ریاست جمهوری او موافق نیستند.

با اين اوضاع نيرويي به نام مردم يك پارامتر استراتژيك و تاثير گذارترين است كه در مورد ملت ما اصلا نمي شود پيش بيني اش كرد البته منظورم خود مردم است نه مردم حاضر در شوراي نگهبان!

در نهايت از خدا مي خواهيم هرچه خير خلق خداست پيش بيايد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 13:23  توسط داود علیزاده  | 

متشكرم از بابت متشكرم


به اصرار عيال افتاديم دنبال دي وي دي سريال متشكرم و خريدمش . همان شب نشستيم به تماشاي اين سريال كره اي از همان قسمت اول ...و پس از ديدن همان دقايق اول به خودم نهيب زدم كه عجب كار درستي كردم و اين دي وي دي را خريدم .البته عيال دقيقا 14 ساعت بعد حدود 6 صبح از پاي سريال بلند شد! عجب سريال قشنگ و درام جالب و تاثير برانگيزي است! و البته خدا از سر تقصيرات اين صدا و سيماييهاي زبان بسته نگذرد كه نمي گذارند مردم همگي باهم از ديدن اين سريالها و فيلمها لذت ببرند .چيزي كه برايم خيلي عجيب است سانسورهاي قسمت اعظم اين سريال است كه اتفاقا هيچ مشكل اخلاقي هم ندارد ...به عنوان مثال پدربزرگ به مادربزرگ پوم هيچگاه مادر بزرگ نمي گويد بلكه مي گويد : بودا! كه در ادامه اين عنوان كردن را خود پدربزرگ با عمل خود معني مي كند كه اتفاقا اين معنا كاملا ديني و معرفتي است. من نمي دانم كه اگر مردم با مفهومي مثل بودا آشنا بشوند احتمالا دست از اسلام برمي دارند و همگي يك رداي نارنجي به تنشان مي كنند و در خيابانها راه مي افتند !

كلا ديدن دي وي دي اين سريال را به همه توصيه مي كنم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 13:4  توسط داود علیزاده  | 

دموكراسي در آفسايد!

مدتها پيش بود كه قرار گذاشته بودم از عادل و نود حرف بزنم .

مي خواستم بنويسم عادل به خود عادل است نه به نود و نه به گزاشهاي هيجاني فوتبال جزيره اش!

مي خواستم بنويسم عادل نه به كت و شلوارهاي خط خطي و براق كه در برنامه هاي ديگر ورزشي پر شده ،است و نه به ستايشها و مداحي دولت نهم .

عادل نه به جذابيت فوتبال و نه به ميهمانان مدعو در برنامه هايش عادل است .

مي خواستم بگويم عادل نه به حمايتهاي مديران سازمان عادل است و نه به حمايتهاي گروههاي مخالف سازمان تربيت بدني !

مي خواستم بنويسم عادل نه به تسلط زبان انگليسي خودش و نه به فوق ليسانس مهندسي صنايع دانشگاه شريفش عادل است.

تمام اينها را مي خواستم بگويم كه سازمان اعظم تربيت بدني ! با آن مدير دولتي و سياسي اش و آن سخنگوي نازك تر از گلش ! از بابت يك برنامه دوساعته كه در ساعت خواب ملت هفته اي يكبار پخش مي شود به خود لرزيد و پايه هاي حكومت خود را در حال فروريختن ديد!و به جنگ عادل و گروهش آمد.علي آبادي و پيشكار جوانش (آخوندي) نفهميدند كه با 4 تا ورزشگاه زدن و قهرماني چند تيم در آسيا كه قسمت اعظم آن دست آوردهاي دولت قبلي بود نمي توانند به جنگ يك ملتي بروند كه تشنه شنيدن حقيقت اند بيايند و چه شكست تاكتيكي و خزنده اي هم خوردند!

كافي بود نود و عادل يك هفته صبر كنند و دندان روي جگر بگذارند تا هفته سرنوشت ساز از سر برسد و طرفداران حقيقت گويي با انواع روشهاي ارتباطي و اطلاعاتي مهر تاييد خود را براي ادامه برنامه نود با همان خط مشي تهاجمي بر دهان بعضي ها كه خواب شبهاي دوشنبه شان خراب شده بود بزنند و پس از ان عادل با نود يك نظر سنجي 2.5 ميليون نفري اس ام اس  ركورد نظر سنجي در كل برنامه هاي تلويزيوني بشكند تا با تاييد 97.5 درصدي باز ثابت كند كه عادل قدرت خودش را نه از مديران سيما و نه از توانايي هاي خودش بلكه از حمايت مردمي كه تا پاسي از شب برايش بيدار مي ماند دارد.

...وحال مي توانم بگويم عادل به خود خود عادل است . عادل با مردم همانطوري كه مي خواستند عمل كرد نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر نه زياد از آنها دم زد و نه از آنها كم گذاشت. نه هيچگاه به طور مطلق به سمت مردم غش كرد و نه به سمت دولت و حاكميت. ..ميانه را گرفت و فقط به فوتبال كار داشت و با تكنيك بالا به بيان محتوا رفت. عادل اسطوره نيست قهرمان نيست يك آدم كاملا معمولي است با توانايي هاي خاص كه اعصاب قوي و روح بزرگي دارد كه فقط به اجراي برنامه اش فكر مي كند و هيچگاه درگير احساسات شخصي خودش يا جانبداري از جريان و شخص و تيم خاصي نمي شود.

و يك حرف با عادل .....عادل جان اين را هميشه به ياد داشته باش كه تا زماني كه اينطور هستي و مي ماني تلويزيون ملت شبهاي دوشنبه تا روز سه شنبه روي شبكه 3 باز است وگرنه عادل با امثال كوثري و شفيع و ... فرقي نخواهد كرد ... و چقدر امثال برنامه هاي نود در عرصه هاي ديگر كم است . اين يكي از دلايل ايجاد شبكه هاي خصوصي است . ظاهرا حاكميت دموكراسي در حد فوتبال آن هم با اعمال شاقه و اگر درآفسايد نباشد مي پذيرد نه بيشتر !

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 12:47  توسط داود علیزاده  |