تبليغاتX
...باران

...باران

و من آن روز را انتظار می کشم...حتی روزی...که دیگر... نباشم.

آخرين اولين اتومبيل ملي!

 

مينياتور با هزار ابزار تبليغاتي به توليد رسيده و نمايش داده شد ...مبارك است ما كه نفهميديم سمند اتومبيل ملي بود يا اين مينياتور ؟خدا كند اين اخرين اولين ماشين ملي ماباشد ...فكر كنم ما هر سال اولين ماشين ملي را به توليد خواهيم رساند خوب ادم دروغگو فراموشكار است ديگر ..من همين جا به شما قول مي دهم 3 سال ديگر ماشين ديگري به نام رخش يا آرش يا چليپا يا يه چيزي تو اين مايه ها توليد مي شود كه اولين ماشين ملي ايران خواهد بود ...

اين هم عكسهايي از اين مينياتور كه داخلش شبيه همان 141 است اما انصافا ظاهر زيبايي دارد من كه حاضرم پرايدم را با اين عوض كنم...

 مینیاتور ایرانی رونمایی شد (فارس)

 بهمن پیش فروش، شهریور ۸۸ تحویل (ایسنا)

صحبت های مدیرعامل مرکز تحقیقات سایپا (ایسنا)

گزارش اعتماد از رونمایی مینیاتور

مشخصات مینیاتور (قطره)



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 14:37  توسط داود علیزاده  | 

بادابادا مبارك بادا...

  ديشب حسين جلالي روهم فرستاديم خونه بخت همون دكتري كه از اول راهنمايي شاگرد اول كلاسمون بود و هميشه هم با همون ته لهجه تركي مي گفت كه : داود من هيچي نخوندم ..اين ثلث آخر ميشم و من هيچوقت باور نمي كردم.آخرش هم رفت و دكتراي مكانيكش رو از دانشگاه امير كبير گرفت ...به او خيلي اميدوارم از مهندساي باسواد هم نسل خودشه.

تو مراسم ديشب حاج علي عراقي بزرگمردي از نسل اول انقلاب و نازي آباد كه مدير دبيرستان و معلم تست عربي كنكورمان بود . مردي تيز هوش و كاريزماتيك با ظاهري متفاوت و البته با زبانيتند وتيز و با حيا! ما را عاشق زبان عربي كرد من عربي را به كمك او در كنكور سال 76 ،90 زدم.

آقاي شعباني .. معلم شيمي ...مردي ديگر از نسل جنگ و با صفا با شوخيهاي مخصوص خودش..هيچوقت نتوانستيم با شيطنتهاي سر كلاسمان او را از پاي دربياوريم!

و البته عده اي از دوستان همكلاسي كه هيچوقت نمي شود فراموششان كرد. تقي و علي و روح الله و وحيد و سيد حسين.

وحيد عليقارداشي به چي اينجوري لبخند مي زنه ؟اون آقاي خوش تيپ كه عينك داره و  حتما مهندسه هم روح الله فروتنه كه خيلي بچه خوبيه و قراره عروسيه بعدي در خدمت ايشان باشيم .(خوب شد روح الله؟) حاج علي عراقي و آقا شعباني هم راجع به مسايل استراتژيك بين المللي در حال مذاكرات پشت پرده هستند كه هيچ ربطي به ما نداره!

داري خنده مي كني كاكو ! برو اون جبهه اصلاحات را سروسامان بده و به كروبي بگو خداوكيلي از خر شيطون بيا پايين ! مخلص آقاي دكتر بيرامي هم هستيم! اون ته هم جناب سيد حسين مقيمي اصل از اوتاد روزگار ديده مي شوند.

اين هم حاجي خودمون ..فكر كنم 100 سالمون هم بشه همچنان مبصرمونه! فكر كنم بعد از مرگ هم مبصر بهشت بشه! البته ما كه جهنميم ...

حاج علي عراقي ...بدون شرح!

اين هم جناب دكتر جلالي داماد همراه با ساقدوشها...مبارك باشد !

اين هم يه عكس دسته جمعي در پايان مراسم با حضور داماد! به اميد عروسي علي حاجيلو كه با عصا اون وسط وايساده ..عجب هيبتي داره اين عذب اوقلي!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:35  توسط داود علیزاده  | 

BI SHARAF ...






ديروز صبح زود با عيال محترم بيرون زديم تا سوار پرايد نو خريده مون بشيم وبريم سركارمون ...تاريك بود و جايي رو به راحتي نمي شد ديد ..سوار ماشين شديم وكمر بند ها رو بستيم و پس از گرم شدن ماشين دنده 1 و حركت وتاق!!! چي شد؟ اينجا كه چاله ماله نبود ؟ از بيرون صداي يه كارگر افغاني كه اون دور و برا بود شنيدم كه با لهجه غليظ افغاني مي گفت : كجا ميروي ؟ لاستيكت بردن...

آمديم پايين و ديديم بعله....جا تره و بچه نيس...خدا نصيب شما نكنه چرخ و رينگ و پيچها ي عقب غيب شده بودند  و فقط يه قالپاق و يه تكه سنگ زير كاسه چرخ معلوم بود ...شنيدم كه افغاني با خود مي گفت : خدا رو شكر برا نيسان ما را نبردند.! در حالي از بابت همدردي مرد افغاني غرق در احساسات بودم به سمت لوازم يدكي فروشي رفتم تا پيچ بخرم.
از اين ماجرا ياد اون دزدي فرهنگي افتادم كه ايراني پولدار و اهل پژوهش در بين سالهاي 1998 تا 2005 با رفتن به كتابخانه هاي بزرگ از قبيل كتابخانه ملي انگلستان و بدلين آكسفورد  با تيغ جراحي به جان كتابها مي افتاد ..برآورد كرده اند كه اين خسارتها حدود 1 ميليون پوند برآورد شده است.
ارسطو گفته است : هر بي شرافتي دزدي نيست ولي هر دزدي بي شرف است!
 البته بنده از اين بي شرفي درس عبرت گرفته و ابتدا ماشين را بيمه بدنه كامل كردم و انواع تجهيزات ايمني از دزدگير تصويري تا زنجير و قمه براي پرايدم گرفتم و نصب كردم تا ديگر هيچ بي شرفي نزديك ماشين من نشود.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 12:41  توسط داود علیزاده  |