به بهانه بعضي چيزها...
والله حرفي برا گفتن ندارم ...ديگه خسته شدم از بس وبلاگ تكراريمو ديدم ...خسته شدم از بس نظرات جديدي ندارم ...به پوچي رسيدم اينجا قهوه مون رو هم قطع كردند ديگه نمي تونم ذائقه مو تلخ كنم و يه گوشه بشينم و به كامپيوترم زل بزنم كه تا كي ساعت 4 و نيم بشه تا سوييچم رو بردارم و بپرم تو ماشين ...
راستي برا GPS موبايلم نقشه تهرون و كل شهرهاي ايرانو ريختم ...
اين هفته هم برا بازي استقلال و سپاهان رفته بودم استاديوم ..چه شور و هيجاني و چه حالي ...فقط يه كم فحش خور خونمون پايين بود كه اونم رفت بالا ..
چهار شنبه هم مي رم اروميه ...جشن و پايكوبي عروسي اخوي ريزه ...
راستي يه فيلتر شكن توپ هم پيدا كردم كه همه چيز و همه جا رو باز مي كنه ..هر كي خواست تماس بگيره !
خداييش از دولت احمدي هم ديگه حرفي نمي زنم چون به اندازه كافي تو اين مدت چيز شنيديد...
در اخر از فلپس آن پسرك قهرمان ياد مي كنم كه انسان رو به ياد نداشته هاش ميندازه !ايول فلپس با اونهمه طلاي المپيك ...و واي برما با اين همه رتبه شصتم و پنجاهم !!!!!
عكس هم نمي ذارم چون حال پيدا كردنش رو ندارم .
راستي برا GPS موبايلم نقشه تهرون و كل شهرهاي ايرانو ريختم ...
اين هفته هم برا بازي استقلال و سپاهان رفته بودم استاديوم ..چه شور و هيجاني و چه حالي ...فقط يه كم فحش خور خونمون پايين بود كه اونم رفت بالا ..
چهار شنبه هم مي رم اروميه ...جشن و پايكوبي عروسي اخوي ريزه ...
راستي يه فيلتر شكن توپ هم پيدا كردم كه همه چيز و همه جا رو باز مي كنه ..هر كي خواست تماس بگيره !
خداييش از دولت احمدي هم ديگه حرفي نمي زنم چون به اندازه كافي تو اين مدت چيز شنيديد...
در اخر از فلپس آن پسرك قهرمان ياد مي كنم كه انسان رو به ياد نداشته هاش ميندازه !ايول فلپس با اونهمه طلاي المپيك ...و واي برما با اين همه رتبه شصتم و پنجاهم !!!!!
عكس هم نمي ذارم چون حال پيدا كردنش رو ندارم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 13:1  توسط داود علیزاده
|
