تبليغاتX
...باران

...باران

و من آن روز را انتظار می کشم...حتی روزی...که دیگر... نباشم.

به چه پز بدهيم؟...

مطلبي از وبلاگ توكانيستاني خواندم كه خيلي به دلم چسبيد عين مطلب را براي شما هم مي آورم :

متهم به "پـُز دادن" هستم، که اتهامی قدیمی است، و می خواهم از خودم دفاع کنم.

می دانم اگر کسی که مالک چیزی استثنایی، کم یاب، گران قیمت و به هر حال صعب الوصول است بخواهد با استناد به آن مالکیت، استثنایی بودن خود را به همه ثابت کند به پز دادن متهم می شود. واکنش دفاعی ما در برابر این رفتار، بعد از تأیید مالکیت و احساس تحقیر ناشی از آن، نیشخندی است از سر تلافی همراه با این یقین که جنابشان تازه به دوران رسیده ای است که "پـُز" می دهد.

پـُز دادن بعضی وقت ها بد نیست، من هم مثل هر تازه به دوران رسیده ی دیگری گه گاهی پز می دهم:

به تعداد اندک کتاب هایی که خوانده ام پز نمی دهم اما به "کتاب خواندن" حتماً پز می دهم. به داشتن اتومبیل پز نمی دهم اما به رعایت "قوانین رانندگی" پز می دهم. به خانه ام پز نمی دهم اما به "کتاب خانه" ام پز می دهم. به نوشیدن قهوه پز نمی دهم اما به قدرت تحملم در بلعیدن قهوه های "یارعلی" خیلی پز می دهم. به سفرهایی که رفته ام پز نمی دهم اما به "آدم" هایی که در این سفرها شناخته ام پز می دهم. به درآمدم پز نمی دهم- پز دادن هم ندارد، خیلی کم است- اما به "مخارجم" پز می دهم. به حرفه ام پز نمی دهم، به "حرفه ای" بودنم پز می دهم. به شهرت دوستانم پز نمی دهم اما به "هنر"شان پز می دهم. به گوشی موبایلم پز نمی دهم اما ...اما گوشی فقط برای پز دادن است. به ارزش خودنویسم پز نمی دهم، به خطی که با آن می کشم پز می دهم و...

خیلی سال پیش یک رنوی دست دوم داشتم، پسرم نیما مثل بیشتر پسر بچه ها عاشق اتومبیل های گران قیمتی بود که پدرش نمی توانست داشته باشد- و هنوز ندارد- توضیح این نکته که چرا خرید یک اتومبیل بهتر برای من مقدور نیست کمی دشوار بود. به نیما گفتم که پدرش با این فکر که اعتبارش را از اتومبیل (اشیاء) گران قیمت نمی گیرد خودش را آرام می کند و اضافه کردم پدرش می خواهد جوری وانمود کند که اوست که به اشیای بی ارزش اعتبار می دهد! به این ترتیب رنوی قراضه ای که ما سوار می شویم صدها بار از یک مرسدس بنز کوپه با ارزش تر است چون "ما" سوارش هستیم و از همان لحظه اتومبیل ما رسماً صاحب نام شد: "رنو مال ما". نیما از همان کودکی آدم بسیار فهمیده و عاقلی بود و به همین خاطر حتی یک لحظه هم در خیالی بودن این استدلال شک نکرد حتی وقتی "رنو مال ما" به "پیکان مال ما" ارتقاء پیدا کرد یا حتی وقتی "پراید مال ما" تبدیل به بهترین و با ارزش ترین ماشین شهر شد نظر نیما تغییر نکرد. اما من بعد از گذشت بیست سال هنوز بر این باورم که نباید مرعوب کیف پول یا مارک کفش و شلوار و ساعت و اتومبیل دیگران شد؛ بگذار هر کسی به هر چیزی که دوست دارد پز بدهد، من به چیزهایی که دوست دارم پز می دهم، چیزهایی که از اتفاق کم یاب و گران بها نیستند و در دسترس همه اند و هیچ ناراحت نخواهم شد اگر شما هم در داشتن شان با من سهیم باشید، کتاب بخوانید، وارد هیچ خیابان ورود ممنوعی نشوید، فیلم و تئاتر ببینید، به دیدن چهار نفر آدم حسابی بروید، با چند نقاش و شاعر و نویسنده از نزدیک آشنا بشوید و به دوستی شان افتخار کنید و فراموش نکنید هنرمندها آدم هایی هستند که مثل من و شما در این شهر زندگی می کنند و باز مثل من و شما به دوست و رفیق و معاشر نیاز دارند.

حالا پـُز بدهید، اصلاً کار بدی نیست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 16:42  توسط داود علیزاده  | 

بايد از تحريم خوشحال باشم؟!

بعد از مدتها جستجو تو جي اس ام و اينو ببينو و اونو ببين بالاخره گوشي مورد علاقه ام را پيدا كردم و يه سر رفتم جمهوري وبا هخوشحالي زياد خريدمش.(البته كمي گران!)مثل هميشه گوشي رو دستم گرفتم تا به همه چيز اون مسلط بشم از عوض كردن تم موبايل گرفته تا چگونگي كار با موقعيت ياب ماهواره اي و استفاده از امكانات ارتباطي بي سيمي شبكه .در بخش جي پي اس داشتم غور مي شدم كه متوجه شدم جز چتد تا شهر عرب زير ايراني! ديگر نقشه هيچ شهري وجود نداره و فقط به نقاط پايتخت كشورها بسنده كرده (انگار آسيا همين چند تا عربن و چندتا چشم بادومي خاور دور!)سريع زنگ دم به نمايندگي

گوشي ..با افسردگي خاصي گفت شركت فلاني به دليل تحريم ايران هيچ نقشه اي از ايران را بر اين سيستم نصب نكرده و بر سايتش هم نميشه پيداش كردالبته يه شركت ايراني نقشه ايران را طراحي كرده كه كار هم مي كنه....گوشي رو قطع كردم و با خودم انديشيدم كه چقدر بد ..من تاوان چه چيزي را پس مي دهم؟ لعنت به اين تحريم و تمام كساني كه باعث آن شده اند و ازطرفي خوشحال خزنده اي در دلم پيچيد از بابت اينكه خلاصه دليلي پيدا شد تا اين ايراني ها گوگوله شونو براي چيزهاي مثبت خرج كنن.ولي خداوكيلي مي ترسم گوشي نازنينمو به دست اين نرم افزارهاي ايراني بدم!شما بوديد چه مي كردين ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 16:23  توسط داود علیزاده  | 

تورس دوست داریم...

۱)تیتر چاپ دوم اعتماد امروز منو بیشتر به وجدآورد : ...اسپانیا ملت شد..

Spain captain Iker Casillas holds aloft the Henri Delaunay trophy

چه بازی خوبی بود این تورس عجب مهاجمیه! تند وتیز و دقیق تا بحال از اون این بازی رو ندیده بودم ...و البته کاسیاس هم به نوبه خودش تاثیر مهمی در قهرمانی این تیم داشت ...

این دفعه دیگه تیمی که طرفدارش بودم برد..اول جام گفتیم پرتقال ..بعدش روسی شدیم ولی آخرش که گاوباز شدیم بازی رو بردیم .

۲) سروش و شیرین عبادی در نظر سنجی نشریه آمریکایی به ترتیب هفتم و دهم روشنفکران ملی دنیا شدند...من فقط یک درخواست را مطرح می کنم: بروید وبدون هیچ گونه پیش داوری آثار و سخنرانی های این دوتن را بخوانید و گوش کنید و بعد اظهار نظر کنید(مخصوصا دکتر سروش)

۳) امروز حرفی از وزیر دفاع در ارتباط با حمله به اسراییل خواندم ... دوباره تهدید ودوباره نامنی و دوباره مظلوم نمایی اسراییل ..بابا این اهالی این دولت که نمی فهمند هیچ حرف چهارتا آدم دور و برشون که اتفاقا از خودشون هم هستن رو گوش نمی دن ! ملت ایران تا کی باید تاوان این حماقتها و ندانم کاریهای سیاست خارجی دولت را بدهد ...اگر اسراییل دست به تهدید می زند با یک استراتژی و برنامه است که اتفاقا هدف تحریک و انفعال مارادارد ..چرا ما دم لا تله می دهیم ...اسراییل ذاتش جنگ و آتش افروزی است و شهرکهایش و مردمانش زیر بمب و اخبار جنگ به سر می برند  و روز و حال انها با ما فرق دارد که کشوری با ثبات منطفه ای و ۷۰ میلیون آدم با حداکثری بیکار و فقیر و گرسنه هستیم ...

.دیگر این آقایان فکر می کنند امام زمان هستند ..اگر قرار است کل دنیا را شما اصلاح کنید و اسراییل را نابود کنید دیگر امام زمان برای چه ظهور کند (استغفرالله!)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:37  توسط داود علیزاده  | 

بازي روزگار

نمي دونم بايد چي گفت؟ ...من فكر مي كنم كشور ما در شرايط حساسي و تجربه جديدي است.قصه دانشگاه زنجان و سردار زارعي و دو نماينده اي كه طشت رسواييشان بر زمين اوفتاد و البته تمام بلاياي آسماني و زميني اين دولت همه و همه دست به دست هم داده اند تا مردم را در يك كنش و واكنش كاملا نامحسوس وا دارد.

واقعا احمدي نژاد چه جور موجودي است ؟ يك رييس جمهور است؟يك مسلمان دو آتشه است؟يك انسان كاملا عادي و ساده است؟ يك سياسي كار تمام عيار است كه هفت لايه اش زير زمين است ؟ يك بيمار رواني است كه عقده اديپ دارد؟ يا يك چيز ديگر ...واقعا تا به حال در عمرتان شنيده بوديد كه يك رييس جمهور ادعا كند كه قصد ربودن او را داشته اند؟

با اين حال هرچه كه هست به قول شيخ ما خير است و خدا هر انجه كه مي خواهد در نهايت براي ما خوب خواهد بود ..اما بيايم و بينديشيم كه چه بلايي يا شايد رحمتي بر سرمان مي آيد...حداقل كاري كه مي شود كرد  خواندن بازي روزگار است ...روح اگر بزرگ باشد در برابر اتفاقات آينده خود را بيمه مي كند و در موقع لزوم واكنش لازم را بروز مي دهد تا از آن اتفاق پيش گيري كند...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:3  توسط داود علیزاده  |